قلم سپید

قلمی که سیاهی را دوست ندارد
قلم سپید

اسلاید شو



راستش، این اولین شعری است که من سروده‌ام. البتّه نمی‌توان اسمش را شعر گذاشت؛ چون پر است از اشکال‌های ریز و درشت. بیشتر شبیه یک شیطنت ادبی است با شعر چشمه از نیما یوشیج!

لذا از تمام اهالی شعر و صاحب‌نظران درخواست می‌شود کمی با ملایمت نقد بفرمایند.

 

سگ

گشت یکی سگ ز صاحب جدا

جست‌زنان، پارس‌کنان، تیز پا

گه به دهان، بر‌زده گوشت، همچو شیر

گاه شده راضی به یک حبّه سیر

گفت: درین شهر یکتایم من

تاج سر گله و چوپانم من

چون بکنم پارس به دنبال گرگ

من بشوم نزد شبانان بزرگ

بوی من، گر برسد بر مشام

زود شود کار بینی تمام

در بر خر، ره چو به پایان برم

از زشتی سر به گریبان برم

گر نباشم زشت و بدبو من

شوم معشوق و خوش‌رو من

شوم زیبا و تابان

شوم من صید گرگان!

موش به آن زیبایی و نازنازی

می‌کند از زشتی من شاخ‌بازی

ولی به راست، درین یاوری

کیست کند با چو منی همسری؟

زین نمط آن گیج‌شده از فازش

دور بشد ز نقطة آغازش

دید یکی شام شاهانی

لب جو، نادره استخّوانی

راست به مانند یکی معجزه

داده عطش، بر دل آن سگه

سگ گرسنه چو به آن‌جا رسید

وان استخوان را به دندان کشید

دید یکی عکس خودش را در آب

کرد طمع به یک غذایی کمیاب

لیک چو کرد دهانش را باز

شد گرسنه، دوباره زآغاز

 

 

  • علیرضا نژادی پور

نظرات  (۱)

  • محمد مهدی جعفری
  • عالی و بی نقص، همی چون توراست
    وزن لکن، در همه جا برفناست
    شعر تو، خب ، شعر نشاید همی
    تیز نظر کن تو براین درهمی (در مقابل نظم)
    شعر نباشد چو نباشد وزین
    بنده ندانم نصحی به از این
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    کانال تلگرام قلم سپید